در آپارات ببینیدعلفِ هفت بند رُزا جمالی گیاهی یک ساله ام ؛ روئینه تنم؛ از تیره ی ختمی وُ بارهنگتاریخ لحظه ای ست ثابت چرخیده بر فرقِ سرم پنج هزارسال که بی کفن برخاک شدی توو من علفِ سرد این زمین ام روئیده میان انگشت هات ؛ شاه اسپرغم امشعله هات را درمی نوردیدم، از نردبام سیاهت بالا می رفتم درست زمانی که کف پاهام می سوختلحظه ای بود که قلبم را چرخ کرده بودم؛ خونم را بلعیده بودی در کاسه ای تُهی از زخموَ من شبیه گیاهی خود رو روئیده بودم ؛ زیسته بودم سالیانی درازمیخک سانان به حروفی سُریانی برتنم نقش بسته اند قرن هاگونه ای پر از خارم وَ زخم خورده از صحرایی که پاشنه هام را زخمی کرده ستتاول بسته ام ؛خسته ام وَ پارگیِ لب هامفرسوده از رشته کوهی که با چنگال هام به جنگش رفته بودمبا ریشه هام ؛ طولانی ام ؛ با آب هات که در آوندهام شناورندیاس ها روئیده اند بر بازوانم وَ من در آتشی که سوخته ام دیگر به گیاهی پیچکی بدل شدمدیروز بر زمینی پا گذاشتم که به نام من بود انگارو این کیست ؛ چه کسی ست که دوهزار سال گریه کرده ست بر دامنم ؟ هنوز می گرید؟ همیشه گریسته است؟کسی که بزرگش کرده ام شش هزار سال دستان من ست که به میدان جنگ می رود فرداشیره ام را مکیده استو از چشم هام روئیده ستو این روشنائیِ محض که عجیب کورم کرده ست...
+ نوشته شده در جمعه سوم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 1:20 توسط رُزا جمالی
|
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
سَرَخس رُزا جمالی
هفت طبقه بودم گیاهی مخصوص به تن داشتم ؛ در جشنی شبیه مراسم ختم شرکت کرده بودم
سنگ بر پیشانی برگشتم ؛ بر سرزمین مادری ام باردیگر نگریستم و گریستم
پدرم سیمرغ بود ؛ مادرم الهه ای بی تاب درشوش وُ هگمتانه وُ مقبره ی مردخای
وَ خدا با من بود
این چشم ها دوربین من شده اند در تاریکی محض ، مطلق
و من اسطوره ی گُنگِ برخورد قاشق ها با چنگال بوده ام در لحظه ی شام
ایزد بانوی بزرگراه نواب من ام ، به قبرستان می روم
در منتهی الیه ی شرقی این شهر
این که مطلق باریده بر فرق سرت ، این چیست؟ این پلشتیِ آرام چیست ؟ به چه می ماند؟ چیست؟
فرشتگان بر موهای تاریکم لانه کرده بودند به ناچار
ومن پریان را شسته بودم ، لکه گیری کرده بودم ، شبیه برنج دم کرده بودم
ساعت را می دانستی در لحظه ای که کش می آمد و خمیازه می کشید ، آن لحظه ی منجمد وُ خاموش
وقتی با چنگال های زخمی ام بر اجاق گاز سر می رفتم
وقتی تمام صحنِ میدانِ انقلاب را فراگرفته بودم وَ فوران می کردم
و با وایتکس صورتم را سفید نگه داشته بودم انگار.
سرخس من ام
سرزمینی بی پدر
عاریتی
شهری سوخته
ممنوعه
و آلوده به انواع مرض ها ، بیماری ها، دجال ها ، دروغ ها وَ دستکاریها
به کجای این سرزمین دل بسته ای برادر؟
این سرزمین که به تمامی سوخته است، نیمی ش گور ست ، نیمه ی دیگرش به سرب آلوده ست.
سرخس منم
ایزد بانویِ وحشی خار وُ پلشت
بر اندوهِ ساکن چشم زخمی که به سرزمینم بافته ایید...
کوه را که من کندم برادر ، تو چه کردی ؟
تنها مشتی خاک آواره ام می کند
گیج ام می کند به ناگاه
مشتی خاک که پاشیده بودمش بر بوذرجمهور وُ یزدگرد
و خاکسترم که بر دریاها پخش شده است دیگر
و در آب های دجله آرام گرفته ام برادر
این بوی کهنه ی نا می دهد در عنکبوتی که لانه کرده س
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
برایِ خرید بر این جمله کلیک کنید%10فردا و فردا و فردا (خشتی)ایهام860,000ریال774,000 ریال%10لاله هاایهام490,000ریال441,000 ریال%10کلماتثالث880,000ریال792,000 ریال%10درخت کاج (خشتی)(ترنجستان)ناهونته650,000ریال585,000 ریال%10دریا نوردی به سمت بیزانسایهام930,000ریال837,000 ریال%10زنبق وحشیایهام730,000ریال657,000 ریال%10شن و زمانهشت250,000ریال225,000 ریال%30اینجا نیروی جاذبه کمتر است (ترنجستان)ناهونته470,000ریال329,000 ریال%10مکاشفاتی در بادهشت270,000ریال243,000 ریال%10لبه (گزینه ای از شعر انگیسی)مهر و دل500,000ریال450,000 ریال%10زنی که همیشه هست (ترنجستان)ناهونته470,000ریال423,000 ریال%10سایهسیب سرخ80,000ریال72,000 ریال%10زبان منشوری ست (مهرودل)مهر و دل160,000ریال144,000 ریال%10پسرکنگو (خشتی)ناهونته960,000ریال864,000 ریال%10این ساعت شنی که به خواب رفته استچشمهفاقد موجودی%10بزرگراه مسدود است (بوتیمار)ورافاقد موجودی ضمانت ارسال خرید از طریق شتاب روش های ارسال
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
https://www.aparat.com/Ayeh2020 صدایِ رُزا جمالی01:15جوزف برادسکی به ترجمه ی رُزا جمالی و صدای سهند آقایی56 بازدید1 سال پیشجوزف برادسکی برندهی نوبل ادبیات است. رزا جمالی شاعر و مترجم و سهند آقایی شاعر، نویسنده و استاد ادبیات فارسیست. شعری که میشنوید قطعهی بسیار معروفی از جوزف برادسکیست.دیگر ویدیوها01:15جوزف برادسکی به ترجمه ی رُزا جمالی و صدای سهند آقایی56 بازدید1 سال پیش01:58معرفی نمایشنامه سایه اثر رُزا جمالی/ انتشارات سیبِ سرخ ۱۳۹۸36 بازدید3 سال پیش08:12لبه، آنتولوژی شعر انگلیسی زبان، گردآورنده و مترجم: رُزا جمالی68 بازدید3 سال پیش00:39سایه؛ نمایشنامه ای از رُزا جمالی با صدای نویسنده77 بازدید3 سال پیش01:29معرفی کتاب "اینجا نیروی جاذبه کمتر است"؛ گزینه ی اشعار رزا جمالی47 بازدید3 سال پیش02:31معرفی کتاب لبه، آنتولوژی شعر انگلیسی زبان از زبان رُزا جمالی مترجم کتاب58 بازدید3 سال پیش05:03سرخس؛ شعر و صدای رُزا جمالی91 بازدید3 سال پیش02:37به خطِ سریانی نوشتم؛ شعر و صدای رُزا جمالی200 بازدید3 سال پیش02:23علفِ هفت بند؛ شعر و صدای رُزا جمالی100 بازدید3 سال پیش01:31فانوس دریایی؛ شعر و صدای رُزا جمالی170 بازدید3 سال پیش01:58نهنگ؛ شعر و صدای رُزا جمالی210 بازدید3 سال پیش03:24زوایای این قاب؛ شعر و صدای رُزا جمالی91 بازدید3 سال پیش02:40تک سلولیِ ساعت؛ شعر و صدای رُزا جمالی98 بازدید3 سال پیش02:48بر این منطقه البروج استوایی ام؛ شعر و صدای رُزا جمالی50 بازدید3 سال پیش02:03اتاقِ تاریک؛ شعر و صدای رُزا جمالی82 بازدید3 سال پیش02:01زندگی گیاهی ام؛ شعر و صدای رُزا جمالی49 بازدید3 سال پیش02:51طبیعت بیجان، شعر و صدای رُزا جمالی224 بازدید3 سال پیش01:23آخرِ بازی، شعر و صدایِ رُزا جمالی107 بازدی
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
در اینجا ببینید:صفحه اصلی تحلیل تطبیقی کهن الگویی جلوههای طبیعت در شعرهای رزا جمالی و غادهالسمّانصفحه اصلیمروراطلاعات نشریهراهنمای نویسندگانارسال مقالهداورانتماس با مانوع مقاله : مقاله پژوهشینویسندگانفاطمه تقینژاد 1 محتشم محمدی 2 علی محمد محمودی 31 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه دولتی سلمان فارسی کازرون2 بخش فارسی دانشگاه سلمان فارسی کازرون3 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سلمان فارسی کازرون 10.30465/lir.2023.45908.1719چکیدهیکی از ساختارهای بنیادی در شعر رُزا جمالی و غادهالسّمّان تفکر اسطورهای است. از آنجا که این دو شاعر از لحاظ شیوۀ استفاده از واژگان و عناصر زبانی زنانه شباهتهای بسیاری با هم دارند، اشعارشان از جنبۀ عناصر زبانی مشترک و دارای کهن الگو، تحلیل تطبیقی شده است؛ بنابراین روش انجام پژوهش تطبیقی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی بوده است. یافتهها نشان میدهد هر دو شاعر بر اساس اندیشه و عاطفۀ زنانه از عناصر و جلوههای طبیعت استفاده کردهاند و حضور این عناصر و مفاهیم مثل زمین، دهلیز، دریا، اقیانوس، درخت و ... ریشۀ کهنالگویی دارند؛ درواقع هر دو شاعری دارای سرشت و ذهنیتی متأثر از ضمیر ناخودآگاه هستند و تصاویر شعر آنها فراتر از مرزها و محدودیتهای مردسالارانه محسوب میشود. همچنین عناصر کهنالگویی زنانه (رویش، زایش، حیات، جاودانگی و مرگ) در اشعار این شاعران برجسته است. رزا جمالی، زایش و حیات را از طریق تشبیه خود به کلمۀ زنانه «زمین» و غادهالسمان جاودانگی زنانه را از طریق همانند دانستن خود با «درخت و جنگل» نشان داده است. از لحاظ ذهنیت زنانه باید گفت زبان جمالی نسبت به زبان غاده مبهمتر و زنانهتر است. همچنین وحدت و جاودانگی در شعر جمالی بیشتر از غاده دیده
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
شعر بلند «برای ادامهی این ماجرای پلیسی قهوهای دم کردهام» توسط نشرِ ایهام تجدید چاپ میشودالیوت به روایت و ترجمهی رُزا جمالی در نشرِ ایهام برچسبی سرشناسه:الu200dیu200dوت، تu200dامu200dس اسu200dتu200dرنu200dز، u202b۱۸۸۸ - ۱۹۶۵م.Eliot, T. S. u202b(Thomas Steas)u202c عنوان و نام پديدآور: u202bزمین سوختهu202eu202c u202b/ گزیده شعرهای تی. اس. الیوتu202eu202c u202b؛ گردآوری و ترجمه رزا جمالی.u202eu202c مشخصات نشر:کرج: انتشارات ایهام u202b، ۱۴۰۲.u202eu202cu202c مشخصات ظاهری: u202b۷۱ ص.u202eu202cu202c u202b؛ ۵/۱۴×۵/۲۱سم.u202eu202c شابک: u202bu202c978-622-5460-84-3 وضعیت فهرست نویسی:فیپا موضوع: u202bشعر آمریکاییu202c-- قرن u202b ۲۰م. u202c -- ترجمه شده به فارسیAmerican poetry -- 20th century -- Translations into Persianشعر فارسی -- قرن ۱۴ -- ترجمه شده از انگلیسیPersian poetry -- 20th century -- Translations from English شناسه افزوده:جu200dمu200dالu200dی، رزا، u202b۱۳۵۶ -، مترجم رده بندی کنگره: u202bu202cu202eu202dPS۳۵۰۳ رده بندی دیویی: u202bu202cu202eu202d۸۱۱/۵۴ شماره کتابشناسی ملی:۹۴۲۷۸۱۴ اطلاعات رکورد کتابشناسی:فیپا برچسبی سرشناسه:جu200dمu200dالu200dی، رزا، u202b۱۳۵۶ - عنوان و نام پديدآور:برای ادامهی این ماجرای پلیسی قهوهای دم کردهام/رزا جمالی. مشخصات نشر:کرج: انتشارات ایهام u202b ،۱۴۰۲. مشخصات ظاهری: u202b۴۹ص.u202c u202b؛ u202b۱۴/۵×۲۱/۵ سم. شابک: u202bu202bu202d978-622-5460-85-0u202c وضعیت فهرست نویسی:فیپا موضوع:شعر فارسی-- قرن ۱۴Persian poetry -- 20th century رده بندی کنگره: u202bu202cu202eu202dPIR۸۰۱۱ رده بندی دیویی: u202bu202cu202eu202d۸u202eفاu202c۱/۶۲ شماره کتابشناسی ملی:۹۴۱۶۶۰۸ اطلاعات رکورد کتابشناسی:فیپا
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 17:48 توسط رُزا جمالی
|
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
خرید از سایت سیبوکپسرِ کُنگوبر اساسِ یک داستانِ عامیانهی آفریقاییبازنویسیِ مولی کلارکترجمهی رُزا جمالیروزی روزگاری پسری کُنگویی بود که در یک دهکدهی آفریقایی با پدر و مادر و خواهر و برادرهایش زندگی میکرد.پسر میخواست با پدرش به شکار برود......اما پدرش گفت:« تا نیزهای از خودت نداشته باشی نمیتوانی به شکار بروی. باید اینجا بمانی و مراقبِ گوسفندها باشی و بَلال جمع کنی و شیرِ گاوِ سپیدِ پیر را بدوشی.».....یک روز پسر به مزرعه رفت تا بَلال جمع کند.در مزرعه چغندری پیدا کرد......پسر گفت:«این چغندر به دردِ خوردن میخورد؛ باید آنرا برایِ مادرم بِبَرم تا این را برایم بپزد.»پس پسر چغندر را به مادرش داد و مادر آنرا برایش پُخت......اما برادرِ کوچکترِ پسر، خوراکِ چغندر را پیدا کرد و آن را خورد......درست همان لحظه پسر سررسید تا خوراکِ چغندرش را پسببرد.پسر به مادرش گفت:«خوراکِ چغندر را به من بده، چغندری که آن را وقتیکه رفته بودم در مزرعه بلال جمع کنم پیدا کرده بودم.».....مادرِ پسر گفت:«من نمیتوانم خوراکِ چغندر را به تو بدهم چونکه برادرِ کوچکترت آنرا خورده است؛ اما چون چغندرت خورده شده من به تو یک بشکهی تازهی شیر میدهم.»پس پسربشکهی شیر را برداشت و راه افتاد که گاوِ سپیدِ پیر را پیدا کند......در راه دو پسر را یافت که داشتند شیرِ بُزشان را میدوشیدند و شیرِ دوشیده شده را دربُشکهی شکستهبستهای میریختند......پسرِ کُنگو گفت:«چرا شیرِ بُزها را در بشکهی شکسته بسته میریزید؟ بشکه شیرِ تازهام را بگیرید. اما یادتان باشد که وقتی برگردم آنرا میخواهم.».....پس پسرها شیرِ بزهایشان را دوشیدند و در بشکه ریختند.اما یکی از پسرها بُشکهی شیر را انداخت و آن را شکست......درست در همان لحظه پسرِ
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
رزا جمالی در گفتگو با روزنامهی آرمان ملی / هادی حسینینژادمتن گفتگوآرمان ملی- هادی حسینینژاد: رُزا جمالی (شاعر، نویسنده، مترجم و پژوهشگر ادبی) دانش آموخته کارشناسی ارشد ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران است. در کارنامه ادبی او 6مجموعه شعر، یک نمایشنامه، یک مجموعه مقاله، دو آنتولوژیِ ترجمه شعر انگلیسی و 7 کتاب در عرصه ترجمه شعر جهان قرار دارد؛ هرچند که بیشتر او را به عنوان شاعری پیشرو میشناسیم. او اخیرا کتابی را با نام «زنبق وحشی» بههمراهی نشر ایهام روانه بازار کرده است که دربردارنده ترجمههای او از اشعار لوئیز گلوک، برنده نوبل ادبی 2020 است؛ شاعری که به گفته جمالی، از زنان نمینویسد؛ بلکه زنانه مینویسد.چرا لوئيز گلوک قبل از گرفتن جايزه نوبل در ايران شناخته شده نبود و با اينکه قبل از اين برنده جوايزي نظير پوليتزر و جايزه کتاب آمريکا هم شده بود و کُرسي ملکالشعرايي آمريکا را هم برعهده داشت، مطلب درخوري از او به فارسي نخوانده بوديم؟براي جواب دادن به اين سوال بايد کمي به آسيبشناسي جريانهاي ترجمه شعر بپردازيم، دورههايي بوده که مترجمان ما بيشتر به شاعران اجتماعي و اعتراضي توجه نشان ميدادند؛ شاعراني چوم نرودا، لورکا، الوار، لنگستون هيوز، شاعران هارلم، ماياکوفسکي، بوکوفسکي و... جريان شعر زبان، نسل بيت و پستمدرن آمريکا هم که در ايران به عنوان مُد روز، مورد توجه برخي قرار گرفته، همه کانونهاي شعر انگليسي زبان را شامل نميشود و مترجمان و مولفان کمي داريم که تمام سبکها و سياقهاي مرسوم در شعر انگليسي را در آنتولوژيها و کتابهاي پژوهشي خود پوشش داده باشند و به آموزش علمي آن به مخاطب فارسي زبان همت گماشته باشند. متأسفانه ما به نوعي به دنبال سليقه خود در ادبيات جهان
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
مدينة الشطرنجقصيدة للشاعرة الإيرانية: رُزا جماليترجمها إلى العربية: محمد خلفوفهذه هي المدينة التي نامت في أوعائي الدمويةمتداخلة في عقلي مثل شبكة غامضةأو أنها أنقذت بعض أجزاء خلايا دماغي من الريحفي الصباح كانت الأمور غير مسبوقةمجرد مراقب كان يخاف من هوامش الفناءيسود في الجفونفي الصباح كانت الأمور غير مسبوقة.إشارات وإشارات وطفيليات تقصف الفضائيات!طهران،مثل ورقة بيضاء، راكدة على الغسيل المعلقلكن الأمور على ما يرام،كنت قد جذبت الأمواج.هذا الطقس الحار يجعلني أشعر بالمرض.أنا السائق الوحيد الذي يتجه نحو الطرق السريعةالسور مثل الخطوط المتوازيةيبقينا جميعًا معًاهل هذا التحول سوف يتحول إلى الأبد؟كان هذا المعدن دائمًا نادرًانقص الحديد والمعادنالزئبق بالسرعة التي يحجب بها الموت إطار الطاولة الآندرجة الحرارة انخفضت للتو!طهران هي المدينةالتي تنام في عروقي سريعا!درابزين يضعنا في النومتنهار المدينة في أرباعها الأربعة…هل انتهيت من تناول فطورك؟وهل نخرج من اليمين؟المنشور، يتحول ويتحول إلى الريحوالغسيل الرطب على الحبل يرفرف مع الريحمن خلال المشاهدة أشعر بالدبابيس والإبر في ذراعيرقعة الشطرنج التي صنعتهامع كل جثثها،تُرَكْمِجُ على مياه العاصمة!……………………………..رُزا جمالي: شاعرة ومترجمة إيرانية. مواليد نوفمبر عام 1977 طهران. درست الدراما في جامعة طهران للفنون. تعد واحدة من أهم الأصوات النسائية في الشعر الإيراني المعاصر. أصدرت رزا جمالي ستة دواوين شعرية هي: هذا الجسد ليس تفاحة، إنه خيارة أو إجاصة 1997، تهجم الوجه 1998، إعداد القهوة لإدارة قصة جريمة 2000، الساعة الرملية نائمة 2011، الطرق السريعة مغلقة 2014، الجاذبية هنا أقل 2019. بالإضافة إلى مسرحية بعنوان: الظل2007.Mohamed KhalfoufShort story writer, poe
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
رُزا جمالی متولد ۱۳۵۶، تبریز، دانش آموخته ی کارشناسی ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر و کارشناسی ارشد ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران است. از او تاکنون شش مجموعه شعر، یک نمایشنامه، یک مجموعه مقاله، دو آنتولوژی ترجمه شعر انگلیسی و هفت کتاب در عرصه ی ترجمه ی شعر جهان منتشر شده است. مقالات او در نشریاتی نظیر جهان کتاب، آدینه، کارنامه، عصرپنج شنبه، بیدار، بررسی کتاب، معیار، دنیای سخن و..، نشریافته اند. او در مقالاتاش از منظرهای مختلف نقد ادبی به شعرِ فارسی نگاه می کند: فرمالیستی، ساختارزدایانه، خواننده محور، فمینیستی، بوم گرایانه و پسااستعماری... او را از شاعران تاثیرگذار و جریان ساز سه دهه ی اخیر شعرِ فارسی می دانند؛ شعر او پُر از پیشنهادات تازه برای شعر خلاق فارسی بوده است. تجربه هایی که از مختصات آن می توان به موارد زیر اشاره کرد: بازی های زبانی، تصویرسازی خلاق، خلق استعارات نو، آشنایی زدایی از زبان متداول، دوری از کلیشه های بیانی، به وجود آوردن نشانه شناسی تازه ای از کلمات، چندصدایی، چندزبانی، استفاده از لحن و زبان محاوره، بی واسطه نویسی، عرفان اشیاء، بازآفرینی مضامین شعر کلاسیک فارسی...شعر بلند «برایِ ادامهی این ماجرایِ پلیسی قهوهای دم کردهام» شعری زن محورانه است که زنستیزی، قتل و جنایت علیه زنان و خاموشی صدای زنِ راوی را مضمون قرارداده است.در نمایشنامهی «سایه» هویت زنانه که بر مبنای کلیشههای جامعهی مردسالار تعریف میشود به چالش کشیده میشود.بسیاری از شعرهاش توسط خود او به زبان انگلیسی برگردانده شده اند و در معتبرترین نشریات و گلچین های ادبیِ جهان منتشر شده است.آثار او به زبان های انگلیسی، روسی، اسپانیایی، آلمانی، ایتالیایی، فرانسه، ترکی، هندی، عربی
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
رُزا جمالی متولد ۱۳۵۶، تبریز، دانش آموخته ی کارشناسی ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر و کارشناسی ارشد ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران است. از او تاکنون شش مجموعه شعر، یک نمایشنامه، یک مجموعه مقاله، دو آنتولوژی ترجمه شعر انگلیسی و هفت کتاب در عرصه ی ترجمه ی شعر جهان منتشر شده است. مقالات او در نشریاتی نظیر جهان کتاب، آدینه، کارنامه، عصرپنج شنبه، بیدار، بررسی کتاب، معیار، دنیای سخن و..، نشریافته اند. او در مقالاتاش از منظرهای مختلف نقد ادبی به شعرِ فارسی نگاه می کند: فرمالیستی، ساختارزدایانه، خواننده محور، فمینیستی، بوم گرایانه و پسااستعماری... او را از شاعران تاثیرگذار و جریان ساز سه دهه ی اخیر شعرِ فارسی می دانند؛ شعر او پُر از پیشنهادات تازه برای شعر خلاق فارسی بوده است. تجربه هایی که از مختصات آن می توان به موارد زیر اشاره کرد: بازی های زبانی، تصویرسازی خلاق، خلق استعارات نو، آشنایی زدایی از زبان متداول، دوری از کلیشه های بیانی، به وجود آوردن نشانه شناسی تازه ای از کلمات، چندصدایی، چندزبانی، استفاده از لحن و زبان محاوره، بی واسطه نویسی، عرفان اشیاء، بازآفرینی مضامین شعر کلاسیک فارسی...شعر بلند «برایِ ادامهی این ماجرایِ پلیسی قهوهای دم کردهام» شعری زن محورانه است که زنستیزی، قتل و جنایت علیه زنان و خاموشی صدای زنِ راوی را مضمون قرارداده است.در نمایشنامهی «سایه» هویت زنانه که بر مبنای کلیشههای جامعهی مردسالار تعریف میشود به چالش کشیده میشود.بسیاری از شعرهاش توسط خود او به زبان انگلیسی برگردانده شده اند و در معتبرترین نشریات و گلچین های ادبیِ جهان منتشر شده است.آثار او به زبان های انگلیسی، روسی، اسپانیایی، آلمانی، ایتالیایی، فرانسه، ترکی، هندی، عربی
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی
چشمهام به نورِ کم عادت کردهاند* گفتوگو با رُزا جمالی (شاعر و مترجم) https://7sobh.com/id/493493یاسر نوروزی: «برای ادامه این ماجرای پلیسی قهوهای دم کردهام»؛ کتابی که ناگزیر مرا یاد جلسهای میاندازد در دانشگاه تهران، وقتی شرکتکنندگان بهتندی در حال بحث بودند. اوائل دهه هشتاد بود و مجموعه شعر رُزا جمالی تازه منتشر شده بود. پیشتر البته با مجموعه «این مرده سیب نیست یا خیار است یا گلابی»، طرفداران و همچنین منتقدان سرسختی یافته بود؛ اینقدر که جلسه مربوطه با وجود اینکه مؤلف خودش در آن حضور نداشت، به دعوا کشید! رُزا جمالی در واقع در کسوت شاعر همیشه تداعیگر نوگرایی و طغیان نسل شیفته شعر و ادبیات است. او در کارگاههای معروف زندهیاد رضا براهنی در دهه هفتاد هم حضور داشت و خاطراتی هم از آن دوران دارد. جمالی بعدها آثار دیگری هم منتشر کرد که از جمله میتوان به «بزرگراه مسدود است»، «این ساعت شنی که به خواب رفته است» و... اشاره کرد. او دانشآموخته کارشناسی ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر و کارشناسی ارشد ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران است. تا به حال هم شش مجموعه شعر، یک نمایشنامه، یک مجموعه مقاله، دو آنتولوژی ترجمه شعر انگلیسی و هفت کتاب در عرصه ترجمه شعر جهان منتشر کرده. آنچه از آثارش میتوان دریافت این است که از تجربهگرایی در عرصههای مختلف شعر، واهمه ندارد و در حوزه ترجمه هم بسیار دقیق و محققانه وارد شده است. از جمله آثارش در حوزه ترجمه میتوان به «زنبق وحشی» (گزیده اشعار لوئیز گلوک، برنده جایزه نوبل 2020)، «دریانوردی به سمت بیزانس» (گزیده اشعار ویلیام باتلر ییتس)، «فردا و فردا و فردا» (صد قطعه از ویلیام شکسپیر) و «زنی که همیشه هست» (نوشته دوروتی پارکر) اشاره کرد که همگی از سوی ن
برچسب:
نویسنده: نگار توکلی