آمریکا / آلن گینزبرگ / ترجمه به فارسی: رُزا جمالی

خرید بک لینک

آمریکا، هر آنچه داشتم را به تو بخشیده ام
و دیگر هیچ از من نمانده است
آمریکا یعنی دو دلار و بیست و هفت سنت
هفده ژانویه ی هزار و نهصد و پنجاه و شش است
و من نمی توانم بی قراری ذهن را تاب بیاورم
و تو کی این جنگ های انسانی را به اتمام خواهی رساند، آمریکا؟
بر تو نفرین و بر آن بمب اتمی ات
اصلا خوب نیستم، پس به من گیر نده!
بگذار ذهنم آرام بگیرد وگرنه شعرم را نخواهم نوشت
آمریکا،
کی پریوار خواهی شد؟
و پیراهن ات را در خواهی آورد؟
کی از درون گورت به خود نگاه خواهی کرد؟
کی درخور این روندگان به راه تروتسکی خواهی بود؟
چرا کتابخانه های تو از اشک پُر است؟
و کی تخم تو به هند خواهد رسید؟
من ازین همه خواستن های تو به ستوه آمدم
بالاخره کی می شود که به سوپرمارکت بروم
و با چهره ای خوشحال آنچه را که می خواهم بخرم؟
فقط من و تو چنان پُریم
و تو چنان زیادی وُ آخری
می خواهی که من شبیه یک قدیس باشم
حتما می توانیم راه حلی برای این معضل بیابیم

بیایید سر اصل مطلب برویم
چگونه دست از وسواس بردارم؟
آمریکا به من زور نگو که من می دانم چه می گویم
آمریکا شکوفه ها بر زمین ریخته اند
ماه هاست که من روزنامه ای نخوانده ام
انگار هر روز کسی به جرم قتل محاکمه می شود...

چقدر دلم به حال کارگران ات می سوزد
آمریکا وقتی بچه بودم کمونیست بودم و حالا پشیمان نیستم
تا دلت بخواهد ماریجوانا می کشم
روز از پی روز در خانه ام می نشینم
و به گل های سرخ داخل کمد خیره می مانم
می روم به محله ی چینی ها، مست می کنم و با کسی نمی خوابم
دیده بودی مرا که مارکس می خواندم؟
روان درمانگرم گفته حالم خوب است
و دیگر دعا نمی خوانم
چرا که به لحظه های عرفانی و لرزه های کیهانی دست پیدا کرده ام
آمریکا هنوز با تو سخن نگفته ام
که وقتی عمو مارکس از روسیه آمد چه بلایی بر سرش آوردی؟!

هیییییی... با توام؟
آیا می خواهی زندگی عاطفی ات تحت تاثیر نشریه ی تایمز باشد؟
هر هفته می خوانم اش
هر وقت که زیر زیرکی به آبنبات فروشی کنار خیابان سرک می کشم
تصویر روی جلد به من خیره است
و من در زیرزمین و در کتابخانه های عمومی در برکلی می خوانم اش
از مسئولیتی سخن می گویند این تاجران رسمی
تهیه کنندگان فیلم
همه مطرح اند اما من چه
انگار من خود آمریکا هستم
که دارم با خودم حرف می زنم.

تمام آسیا علیه من شورش کرده است
و من حتا شانس یک چینی را ندارم
بهتر است که منابع ملی را در نظر بگیریم
ثروت ملی ای که در ماری جوآنا خلاصه می شود
ماری جوآنا که نسل به نسل پرورش پیدا می کند
این ادبیات غیر رسمی که به سرعت ۱۴۰۰ مایل در ساعت
پرورش پیدا می کند و همه جا را در بر می گیرد
بیست و پنج هزار آسایشگاه روانی
چیزی درباره ی زندان ها نمی گویم
و آن ها که محروم اند
در قوطی حلبی زیر نورخوشید
پانصد بار
روسپی خانه های فرانسه را از پا در آوردم
و من که کاتولیکم آیا می توانم رئیس جمهور آمریکا شوم؟

آمریکا، با این وضع ات چطور برایت سرود مقدس بنویسم؟
چیزی شبیه اتومبیل هنری فورد، شعر من همان است
جنس اش فرق می کنه اما...
آمریکا حالا می خواهم شعرهایم را به تو بفروشم،
هر شعر می شه ۲۵۰ دلار
پنجاه دلار آتیش زدم به مال ام
شعرهای قدیمی ات
تام مونی رو آزاد کن دیگه
این همه سرسپرده و مزدور را نجات بده
ساکو و ونزتی نمیرندها!
من پیش آهنگم
هفت سالم بود زمانی که به جلسات چپ ها می رفتم
با یک کوپن یک مشت نخود می فروختند
پنج سنت
سخنرانی آزاد
انسان ها پریوار
دل سوزاندند برای کارگران
چه حقیقتی
۱۹۳۵، حزب چپ ها
چه پیرمرد متینی بود اسکات نیرینگ
انسان
دوباره با آهنگ های غمگین به گریه افتادم
اسرائیل امیتر در لباسی معمولی
همه جاسوس اند و ماموریتی دارند

آمریکا، نمی خواهی به جنگ بروی تو؟
آمریکا همه اش تقصیر این روس های پلید است
روس ها، روس ها، روس ها و چشم های چشم بادامی شان
روسیه دارد زنده زنده می بلعد ما را، روسیه با قدرتی دیوانه وار، ماشین ها را از پارکینگ ها دزدیده است
شیکاگو را ربوده است، این نشریه های زرد مردمی، ماشین سازی ها را در سیبری ربوده است
با تمام نظم بی بدیل اش پمپ بنزین ها را به کنترل درآورده
پوچ!
و رنگین پوستان را باسواد کنید، سیاهان غول پیکر را،...
شانزده ساعت در روز کار می کنیم ما.

آمریکا، مسئله جدی ست!
و این برداشت من است در نگاهی به تلویزیون
آمریکا، درسته دیگه؟
بهتره بریم سر اصل مطلب
من نمی خوام به ارتش بپیوندم
و به چرخکاری آدمیزاد مشغول شوم
هم نزدیک بین ام، هم روان پریش
آمریکا من افلیجم و این راه صعب العبور است.

#شعر #شعر_جهان #ترجمه_شعر #آلن_گینزبرگ #رزا_جمالی #نسل_بیت

این رسم الخط فارسی نیست...

ما را در سایت این رسم الخط فارسی نیست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 184 تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 13:48

صفحه بندی