
سهمی از کلمات
زمانی که آینده به زبان در بیاید
موش ها دسته جمعی و به سرعت از زبان روسی فرار می کنند
تکه ای از خاطره ای نوبر را می جوند
که دوباره نو شده
شبیه تکه ای پنیر اصل
و سوراخ هایش.
بعد از این همه سال
دیگر چه اهمیتی دارد
که چه کسی در گوشه ایستاده است
و در پرده های ضخیم خود را مخفی کرده
و ذهن تو دیگر با فرشته ای که نُت ها را از نو می خواند، محشور نخواهد شد
تنها خش خش برگ هاست
زندگی
که هر کسی را جرات زیستن آن نیست
که دست بزند
شبیه نعلبند اسبی که هدیه است
که دندان هایش را در خنده ی ناجوری می نمایاند
و چه مانده است
برای آدمی
که سهم اوست
که سهم او از کلمات است.
شرح برخی از مشاهدات
شرح برخی از مشاهدات در گوشه ای گرم و دنج
نیم نگاهی که خطی از خود را بر هر چیز که بر آن خانه کرده برجا گذاشته
آب شکل عمومی شیشه است
آدمی از اسکلت و جمجمه اش ترسناکتر است
عصری زمستانی در ناکجا آبادی با شراب
تنگی سیاه که مقاومت می کند در تجاوز سوزنی شکل سرو
به آرنج اش بسته است و حجم تنه اش
شبیه آوار یخچال ها، سنگلاخ های یخی از همه جور
هزاره ایست ازین پس که بی شک بر ما آوار شده است
فسیلی از صدف که پانسمان را نگه داشته است
لباسی با نقشی از لب ها بر حاشیه اش
همان که به چفت پنجره زیر لب شب به خیر می گوید.
به اورانیا
هرچیزی سقفی دارد، حتا غم و اندوه
قاب پنجره که نگاه خیره ای را بر تو می اندازد
شبکه ی آهنی که ما را تنها نمی گذارد
برگی که می تواند کلیدها را به جق جقه وادارد
به قرقره ای در گلو قورت داده شود.
تنهایی به شکلی تصادفی آدمی را مشبک می کند
شتری که در راه آهن می بوید چیزی را
و سوراخ های بینی اش رنجیده اند
چشم اندازی که خالی و تهی را مساوی و عمیق می برد
و این موجودیت فضایی چیست
به غیر ازین که از غیابی از هیچ سو برخوردار نیست
و برای این ست که اورانیا از خواهرش کلیول پیرتر است
در روشنایی روز و یا در دود و سیاهی فانوس
جوزف برادسکی در خانواده ای یهودی در روسیه ی شوروی به دنیا آمد و از سانسور و خفقان کشور خود گریخت. درآمریکا کم کم شعرهایش را به انگلیسی برگرداند و به انگلیسی نوشت. جوزف برادسکی تحصیلات خور را در آمریکا ادامه داد و از دانشگاه ییل دکترای ادبیات و زبانشناسی گرفت، استادی او در به وجود آوردن تعابیر و تصاویر پیچیده شعر او را غنی و پرتاویل ساخته است، برادسکی یکی از برندگان نوبل در ادبیات است. شعرش به لحاظ سبک نوشتاری به شاعران متافیزیک نزدیکی فراوانی دارد و لازم به ذکر است که جان دان از شاعران مورد علاقه و الهام بخش او بوده است. جوزف برادسکی شاعری فرم گراست و در یک مقایسه ی تطبیقی کارش را می توان نظیر شاعران سبک هندی دانست. چیدمان کلمات برای او اهمیت فراوانی دارد چنان که شعرش پر از استعاره های دور از ذهن است و دایره ی کلمات اش بسیار وسیع ست وُ متنوع...
Joseph Brodsky translated into Persian By Rosa Jamali; A Part of Speech / A List of Observations and To Urania
این رسم الخط فارسی نیست...
ما را در سایت این رسم الخط فارسی نیست دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 223
تاريخ: شنبه
9 آذر
1398 ساعت: 18:26