۱
رزاجمالی در۲۸ آبان ۱۳۵۶ در تبریز به دنیا آمد. وی در رشته ی ادبیات نمایشی( ادبیات دراماتیک) از دانشگاه هنر تحصیل نمود و کار شناسی ارشد خود را در رشته ی ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران اخذ نموده است. فعالیت ادبی خود را از ابتدای دهه ی ۱۳۷۰ آغاز کرد. جمالی شاعر ی که در میانه ی ۷۰ از اعضای کارگاه شعر دکتر رضا براهنی بود و انتشار اولین مجموعه شعرش " این مرده سیب نیست یا خیار است یا گلابی" درسال ۱۳۷۷ به سبب عنوان و اشعار نامتعارفش جنجال فراوانی برانگیخت.
مشهورترین شاگردان کارگاه شعر و قصه ی براهنی عبارتند از: شیوا ارسطویی، هوشیار انصاری، شمس آقاجانی، روزبه حسینی، عباس حبیبی، مهسا محبعلی، علیرضا میر علینقی، فرخنده حاجی زاده، ناهید توسلی، رزا جمالی، پیمان سلطانی و ...
آثار رزا جمالی:
مجموعه شعر :
۱- مرده سیب نیست یا خیار است یا گلابی نشر ویستار ۱۳۷۷
۲- دهن کجی به تو نشر نقش هنر ۱۳۷۷
۳- برای ادامه ی این ماجرای پلیسی قهوه ای دم کرده ام انتشارات آرویج ۱۳۸۰
۴- این ساعت شنی که به خواب رفته است نشرچشمه ۱۳۹۰
۵- بزرگراه مسدود است( گزینه اشعار) نشر بوتیمار ۱۳۹۲
۶- این جا نیروی جاذبه کمتر است ( گزیده اشعار) نشر مهر و دل، ۱۳۹۸
نمایش نامه ی سایه نشر سیبِ سرخ، ۱۳۹۸( این نمایشنامه اجرای صحنه ای و رادیویی داشته است.)
ترجمه:
ا- لبه، آنتولوژی شعر شاعران انگلیسی زبان ( انتشارات مهر و دل ، ۱۳۹۸)
۲- ترجمه ی رمان خانه ی ادریسی ها غزاله علیزاده به انگلیسی، کتاب کارما، نیویورک
جمالی شاعری است که زبان و فضاهای جدیدی ارائه می دهد و پسامدرن ( پست مدرن) است.( پست مدرنیسم: به سیر تحولات گسترده ای در نگرش انتقادی، فلسفه ، معماری، هنر، ادبیات و فرهنگ می گویند که از بطن نوگرایی( مدرنیسم ) در واکنش به آن یا به عنوان جانشین آن پدید آمد. پست مدرنیسم مفهومی تاریخی - جامعه شناختی است که به دوران بعد از مدرنیسم اطلاق می شود.
جریان اول پست مدرنیسم شعر فارسی را می توان در شعرهای هوشنگ ایرانی ، یدالله رویایی، احمدرضا احمدی و ... یافت و و تجربه ی شاعران پست مدرن دهه ی هفتاد را باید گام دوم همان جنبش نامید( پست مدرنیسم وشعر معاصر ایران قدرت الله طاهری) از این گروه می توان رضا براهنی و علی بابا چاهی را نام برد.
نخستین شعرهای رزا جمالی " در مجموعه ی" این مرده سیب نیست یا خیار است یا گلابی"
ذهنیت شاعر وابسته به هویت در هم ریخته ی اشیا است. نمونه های که گاه شکسته می شود. جمله هایی که به شکل قطعه قطعه کنار هم قرار می گیرند. این کتاب نقدها و نظرات مخالف و موافقی را در میان منتقدان و خوانندگان شعر برانگیخت.
در مجموعه ی شعر دوم جمالی" دهن کجی به تو" زبان شاعر پخته تر شده اما هنوز جمالی درگیر دنیایی کودکان است. عشق و جنگ با پدیده ها، بازی های زبانی بسیار ، سطرهای بسیار بلند ، کلماتی گاهی صیقل و گاه بسیار عامیانه که به پوچی عبارات می اندیشید و پناسیل قدرتمندی در بیان خود داردکه این جریان سیال ذهن شاعر است.
مجموعه ی شعر" برای این ادامه ی این ماجرای پلیسی قهوه ای دم کرده ام" کتابی است در ۱۳۰ صفحه که با شعری بلندی به همین نام آغاز می شود. این شعر که متنی مابین یک نمایشنامه ، شعر نمایشی یا داستان جنایی است و هویت زنی است به آن مرد داستان" بوف کور" که زنی را مثله کرده است، مردی را مثله می کند. تک گویی این شخصیت خواننده را به یاد سالومه که سر یحیای نبی و تعمید دهنده را می خواست. این شعر ارتباطات بینامتنی بسیاری با متون کتاب مقدس و اساطیر دارد.بقیه ی شعرهای این کتاب فضاسازی هایی است که شاعر از یک زندگی امروزی و اشیای درگیر با آن ایجاد می کند
مجموعه شعر " شهر ممنوعه" به گفته ی خود جمالی " جبر جغرافیایی حاصل از زندگی در منطقه ی ماست که در این کتاب نقب هایی به اساطیر و تاریخ زده ام"
مجموعه شعر " این ساعت شنی که به خواب رفته است" در بردارنده ی ۲۰ قطعه شعر است . این شعرها بدون ذکر تاریخ سرایش در کتاب گنجانده شده اند، استفاده از عناصر طبیعت در بیان مضامین اجتماعی مهمترین ویژگی این سروده هاست. این کتاب را جمالی به همسرش تقدیم کرده است.
شعر رزا جمالی را می توان از دیدگاه فیمنیستی بررسی کرد. شعر " برای ادامه ی این ماجرای پلیسی قهوه ای دم کرده ام : تقابل این شعر با داستان " بوف کور" خوانش زنانه ی آن را واضحتر و بدیهی تر می سازد( شیما منفرد)
مجموعه ی" این ساعت شنی که به خواب رفته است" از دیدگاه زن محور در زندگی قابل توجه است. حضور الهه ها و اسطوره ها در شعر جمالی گاهی ما را به یاد دوره ی " مادر شاهی" می اندازد:
مهم رگ های من است که پیشگوی غریب این زمین است
حالا دیگر مویرگ های این خاک را هم مکیده ام
سایه ام را با تیر می زنند اما
زنی که به لعنت خدا هم نمی میرد
دوری کردن از مفاهیم کلی روایت ها و چند معنایی و چند صدایی از ویژگی های شعر رزا جمالی است:
این جهانی ترین کتیبه ی ماست
نشانی ما را از روی چاه هایی که به اعمال خاک نقب می کنند پاک کنید
ادامه دارد
۲
شعرهای جمالی مانند سهراب سپهری پر از تصاویر طبیعت و نشانه های حیات طبیعی مانند آب، اقیانوس، رودخانه، خاک ، زمین، محیط زیست، گیاه و ... است:
به پهلو خوابیده بودم
داشتم با پاهام اقیانوس ها را یکی در میان
جابه جا می کردم
و یا:
جنگل های گرمسیری که تو ساخته ای ازمن
پوست تنم را تیره کرده است
یکی از ضعف های شعر جمالی توجه زیاد به رویکرد انتزاعی است اما در عین حال در برخی شعرها شاعر واژگان و ترکیب های زیبا یی به وجود آورده است:
ای مکرر مرکب ممتد
برتنم وول مورمور تو اتفاق می افتد
تکه ی از نان تو برش آخر من
وقتی می افتی از شکلت
درک و دریافت موسیقیایی جمالی از شعر با درک و دریافت او از نقاشی همسانی دارد.جمالی منطق حسی موسیقیایی را با یک منطق حسی هندسی عوض می کند:
چشم هایت به لوبیا می ماند
ای گربه
من دلم می خواهد تو را به گلابی تشبیه کنم
درک و دریافت حجم یک گربه نشسته به مانند حجم گلابی، قیاس حجمی را میان گربه و گلابی را نشان می دهد. جمالی در جست وجوی ساده سازی عناصر بصری از راه تحلیل آنها به مانند شکل هایی هندسی است.
ادامه دارد
۳
دوری کردن از مفاهیم کلی روایت ها و چند معنایی از ویژگی های دیگر شعرهای رزا جمالی است:
این جهانی ترین کتیبه ی ماست
نشانی ما را از روی چاه هایی که به اعمال خاک نقب می زدند پاک کنید
از دیگر ویژگی های شعر جمالی استفاده ی فراوان او از اسطوره ها در اشعارش است از جمله در شعر " تهران در بغلم":
تهران در بغلم
رو به احتضار
به ماده گاوی پیر می ماند که زوره می کشد آرام و رام
تنش را به موهایم می مالد
فردا لاشه ای است که سپور خیابان جمعش می کند
به لگدهای ماده سگی پناه می برم
و جسدم را به خدا می سپارم
در این شعر رزا جمالی با تشبیه تهران به ماده گاو، یادآور مجسمه ی میترا در حال کشتن گاو است که در موزه ی لندن نگهداری می شود. میترا را در حالی نشان می دهد که زانو بر کمر گاو گذاشته و با خنجر پهلوی او را می درد. مار و سگی نیز از خون گاو می خورند.( داودافتخار)
میترا در ایران باستان خدای روشنایی و خرد بود. در دین زرتشت همه صفات میترا به اهورا مزدا داده شد.
میترا بعدها به خدای خورشید تبدیل شد. یونانیان به گسترش مهر پرستی کمک کردند. پرسش میترا از قرن اول تا چهارم میلادی در روم رواج داشت.
نکته ی قابل توجه رابطه ی بین آیین میترائیسم و مسیحت است . در آخرین ضیافت میتره ، سل ایزد خورشید با لباس قرمز حاضر بود و میتره هم جامه ی سرخ بر تن و کلاهی ارغوانی بر سر داشت( مسیح نیز در وقت مصلوب شدن جامه ی سرخ به تن کرده بود) میترا سرانجام بر گردونه ی خورشید سوار شد و به آسمان عروج کردو چه بسا از آنجا صلیب به عنوان نماد گردونه ی خورشید در آیین مهری و بعدها به عنوان وسیله ی عروج مسیح در دین مسیحت مورد احترام قرار گرفت. جالب این که هنوز در نظر مسیحیان یکشنبه روز مقدس( holiday) است که روز خورشید(sanday)نامیده می شود.در ادب فارسی نیز حضرت عیسی پس از پرواز به آسمان چهارم فلک خورشید رفت و در آنجا ساکن شد( عقیق آفتاب نادرابراهیمیان)
خاقانی در این باره می فرماید:
نفس عیسی جست خواهی ، رای کن سوی فلک
نقش عیسی در نگارستان راهب کن رها
گاو در آیین های هندو و بودایی نماد توانگری بود و در هندو مقدس می باشد. گاو در دین زرتشت روح زمین تفسیر می شود و در شاهنامه فرانک مادر فریدون پس از کشته شدن شوهرش آبتین، او را به جنگل می برد و گاوی به نام برمایه فریدون را پرورش می دهد.
این شعر جمالی یک سوگواری است و جمالی را باید زبان گویای این مردم سرخورده دانست و اگر هم در جوار عکس سپور با ترس مرگ گاو سرزنشی هم نهان باشد در مسیر غمبار این فقدان ترستاک رنگ می بازد.
شاعر با قدرت به نابودی تهران و نمادش در مرگ خود اشاره می کند اما ناگهان خدا ظاهر می شود اما آنقدر مهربان است ( پیام رفیعی) که در این تصویر نابودی تهران و شاعر ، می تواند با حمایت خود جسد شاعر را بگیرد.
جمالی در دگردیسی اشعارش از ذخیره های زبانی برای ساخت نحوی جمله ها استفاده می کند. اگرچه این تلاش در فرم شعر و میدان فضای آن پراکندگی به وجود می آورد اما ادامه ی کار با توجه به برخی گزاره ها از جهت تصویر و فصای ایجاد شده برای شوک به خواننده نوعی امیدواری به کار جمالی می رود تا بتواند از ذخیره های زبانی در این رهگذر ، مسیری امن به وجود آورد و خواننده با دنبال کردن تصویرها از شعر لذت ببرد:
ای مکرر مرکب ممتد
بر تنم وول مورمور تو اتفاق می افتد
تکه ای از نان تو برش آخرمن
وقتی می افتی از شکلت
یکی از ویژگی های شعر شاعران استفاده ی آنان از جمله های پرسشی در اشعارشان است. این جمله ها اغلب بیانگر آرزوهایی البته تحقق پذیرند اما به دشواری. از همین رو شاعر با عدم اطمینان و به صورت جمله ی پرسشی و نه خبری یا تاکیدی آن را بیان می کند. بااین حال شاعران زن اگر قصد پرسش را هم نداشته باشند با استفاده از ساختار پرسش مخاطب را به تامل و درنگ دعوت می کنن. انگار آنچه را قصد دارند به خواننده منتقل کنند در ساختار پرسشی بیشتر محقق می شود.( سروناز ملک)
از میان شاعران زن، رزا جمالی، میمنت میرصادقی به استفاده از جمله های پرسشی توجه بیشتری دارند. در حالی که شیوا ارسطویی و فرشته ساری کمتر به جمله های پرسشی توجه می کنند.
آنچه مهم است نفس پرسش می باشد که در بردارنده ی آگاهی است و بستر گفت و گو را به وجود می آورد و فضای آن را تغییر می دهد:
چه کرده ام مگر؟
چه طور تو را بیرون کنم از حاشیه ی حیاط؟
به سیاتیک می مانست
و عصب های من
جمالی با توجه به این که شاعری پست مدرن است و تشت و معنا گزیری از خصوصیات این نوع شعر است باید اندیشه ی پراکنده و از هم گسیخته داشته باشد.پراکنده ی نحوی در اشعارش دیده می شود. در جایی که شعرش حالت روایی دارد ( همان منبع) و یا در پی تفهیم اندیشه و معنایی به مخاطب است ارکان دستوری جمله هایش مرتب و تعداد جمله های دستورمند فراوان می شود:
قتل در اتاق شماره ی ۱۳ اتفاق می افتد و رنگ
دیوارهای اتاق را شما معلوم کنید
جنایتی به وقوع خواهد پیوست و کسی مثل من
نکشته است
منابع :
مجموعه اشعار رزا جمالی
مجموعه نقد شعراز سعید نصار یوسفی
بررسی آرایه ها و خوانش ها در اشعار رزا جمالی از دکتر شیما منفرد
نقد شعر رزا جمالی از دکتر آزاده دواجی
آغارگران شعر راستین دهه ی هفتاد : پایان نامه ی کارشناسی ارشد مریم محمدی دانشگاه شیراز
شعر زن از آغار تا امروز پگاه احمدی
پانزدهمین فصلنامه ی خوانش به سر دبیری بهناز صالحی
نگاهی به شعر رزا جمالی از داود افتخار
آنتولوژی شعر شاعران معاصر از سریا داودی حمویه
مقاله ی تاثیر جنسیت بر زبان زنان شاعر معاصر دکتر سروناز ملک آملی
نقد ادبی فمینیستی از ام. اچ آبرامز ترجمه ی دکتر صبا واصفی ، مجله ی چیستا شماره ی ۱۳
مدخل شعر معاصر فارسی شهریار خسروی
عقیق آفتاب دکتر نادر ابراهیمیان و...
این رسم الخط فارسی نیست...
ما را در سایت این رسم الخط فارسی نیست دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 193
تاريخ: پنجشنبه
5 دی
1398 ساعت: 6:17