دو شعر از تد هیوز/ ترجمه به فارسی از رُزا جمالی

خرید بک لینک

یک

سیاهی بی چشم بود
سیاهی در زبان جاری ست
سیاهی خود قلب بود
جگر آدمی سیاه بود و شش ها سیاه اند
که در نور چیزی را به درون نمی کشد
سیاهی اندرونی کوره است
سیاهی همان ماهیچه است
قحطی زده که بیرون بکشد از روشنایی
سیاهی عصب هاست
سیاهی مغز است
با نگاهی که به مقبره ها خیره است
سیاهی همان روح است
لکنتنی که تمامی ندارد
گریه ای ست که نمی تواند خود را ادا کند و یا به بیان در بیاید
متورم است
و این خورشید درون ادا نمی شود.

دو

سیاهی سر برافراشته ی سمور دریایی ست
سیاهی سنگ و صخره است که در کف ها فرو می رود
سیاهی صفراست و خونی که تخت را پوشانده

سیاهی کره ی زمین است، یک پا زیر زمین فرو رفته
تخم مرغی سیاه
و ماه و خورشید هوا را متغیر می سازند

که کلاغی را از تخم بیرون بیاورند، رنگین کمانی سیاه
که در تهی خم شده
و بر تهی خم شده
اما در اهتزار است.

بر دربِ زهدان می بینم

این پاهای کوچک لاغر از آنِ کیست؟ مرگ

این چهره ی شکننده یا سوخته از آنِ کیست؟ مرگ

این شش ها که هنوز کار می کنند از آن کیستند؟ مرگ

این ماهیچه ها که مرا در بر گرفته اند از آنِ کیست؟ مرگ

این روده ای که به زبان در نمی آید از آنِ کیست؟ مرگ

این مغز پر از سوال از آن کیست؟ مرگ

و این خون کثیف؟ مرگ

و این چشم ها که کم سوست؟ مرگ

این زبان ِشرور؟ مرگ

و این بیداری گاه به گاه؟ مرگ

گرفته، به غارت رفته و یا در دادگاهی منتظرست؟

در برزخ.

این زمینِ سنگلاخ و گِل آلود از آنِ کیست؟

مرگ.

وّ تمامِ این جهان از آنِ کیست؟ مرگ.

چه کسی از امید توانا تر است؟ مرگ.

آن چه از عشق قوی تر؟ مرگ

از زندگی محکم تر؟ مرگ.

و اما این چه کسی ست که از مرگ قوی تر است؟

بدیهی ست

کلاغ

پس برو...

از کتاب " کلاغ"

تد هیوز شاعری ست که به اساطیر و کتاب مقدس توجه ویژه ای دارد، در آثار او تصاویری که برگرفته از حیوانات ست دیده می شوند و کهن الگوها غنای خاصی را به کارش می بخشد.

لهجه ی محلی وست یورکشایر، نزدیکی به انگلیسی میانه، بدوی نویسی وغریزه مرگ از مختصات شعری تد هیوز است.

تدهیوز در دانشگاه کمبریج با سیلویا پلات آشنا شد، جائیکه که از رشته ی ادبیات انگلیسی برای مطالعه ی ادبیات باستان انصراف داد.

کتاب کلاغ ها به خاطره ی آسیه و شهره تقدیم شده است. "آسیه وویل" که خود و کودکش را سوزانده است. داستان های زندگی هیوز و خودکشی زنانش او را به شخصیتی بحث برانگیز بدل کرده است که علاقه ای غریزی به خشونت دارد و خود موجب تراژدی و به وجود آوردن فجایع در زندگی اش می شود و در نهایت این تراژدی ها را با قدرتی بی مانند می سراید. شاید دور از ذهن نباشد که او را به " نرون" شاعر و فرمانروای ستمگر رومی مانند کنیم که شهر را آتش می زد که شعری بسراید.

در کتاب کلاغ به وفور با طنزی تراژیک روبرو می شویم، لحنی گروتسک وار که کلاغ شخصیت محوری کل کتاب را به شخصیتی ازادبیات کودکان مانند کرده است.

این رسم الخط فارسی نیست...

ما را در سایت این رسم الخط فارسی نیست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 205 تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 6:17

صفحه بندی