شعری از استیوی اسمیت/ ترجمهی رُزا جمالی

خرید بک لینک

بر امواج/ شعری از استیوی اسمیت/ فارسیِ رُزا جمالی

کسی او را نشنید
مرده بود
افتاده بود
و ناله می کرد
بیش تر از آنکه فکرش را کرده بودی پس رفته بودم
بر امواج نمی غلتید
که غرق شده بود.

بی چاره!
همیشه دوست داشت مخفی باشد
و حالا مرده
گفتند
سرد شد و قلب اش ایستاد.

اما نه!
نه!
همیشه سرد بود
حتا مرده اش مینالد
تمام زندگیام چه دور بودم
بر امواج نمی غلتیدم
غرق بودم.

این رسم الخط فارسی نیست...

ما را در سایت این رسم الخط فارسی نیست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 164 تاريخ: جمعه 5 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:06

صفحه بندی