
سهمی از کلمات
زمانی که آینده به زبان در بیاید
موش ها دسته جمعی و به سرعت از زبان روسی فرار می کنند
تکه ای از خاطره ای نوبر را می جوند
که دوباره نو شده
شبیه تکه ای پنیر اصل
و سوراخ هایش.
بعد از این همه سال
دیگر چه اهمیتی دارد
که چه کسی در گوشه ایستاده است
و در پرده های ضخیم خود را مخفی کرده
و ذهن تو دیگر با فرشته ای که نُت ها را از نو می خواند، محشور نخواهد شد
تنها خش خش برگ هاست
زندگی
که هر کسی را جرات زیستن آن نیست
که دست بزند
شبیه نعلبند اسبی که هدیه است
که دندان هایش را در خنده ی ناجوری می نمایاند
و چه مانده است
برای آدمی
که سهم اوست
که سهم او از کلمات است.
شرح برخی از مشاهدات
شرح برخی از مشاهدات در گوشه ای گرم و دنج
نیم نگاهی که خطی از خود را بر هر چیز که بر آن خانه کرده برجا گذاشته
آب شکل عمومی شیشه است
آدمی از اسکلت و جمجمه اش ترسناکتر است
عصری زمستانی در ناکجا آبادی با شراب
تنگی سیاه که مقاومت می کند در تجاوز سوزنی شکل سرو
به آرنج اش بسته است و حجم تنه اش
شبیه آوار یخچال ها، سنگلاخ های یخی از همه جور
هزاره ایست ازین پس که بی شک بر ما آوار شده است
فسیلی از صدف که پانسمان را نگه داشته است
لباسی با نقشی از لب ها بر حاشیه اش
همان که به چفت پنجره زیر لب شب به خیر می گوید.
Joseph Brodsky translated into Persian By Rosa Jamali; A Part of Speech / A List of Observations
این رسم الخط فارسی نیست...
ما را در سایت این رسم الخط فارسی نیست دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 196
تاريخ: شنبه
11 خرداد
1398 ساعت: 13:48