خرید بک لینک

بر امواج/ شعری از استیوی اسمیت/ فارسیِ رُزا جمالی

کسی او را نشنید
مرده بود
افتاده بود
و ناله می کرد
بیش تر از آنکه فکرش را کرده بودی پس رفته بودم
بر امواج نمی غلتید
که غرق شده بود.

بی چاره!
همیشه دوست داشت مخفی باشد
و حالا مرده
گفتند
سرد شد و قلب اش ایستاد.

اما نه!
نه!
همیشه سرد بود
حتا مرده اش مینالد
تمام زندگیام چه دور بودم
بر امواج نمی غلتیدم
غرق بودم.

برچسب: نویسنده: نگار توکلی تاريخ: جمعه 5 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:06

صفحه بندی