گفتگو با روزنامه ی بامداد جنوب / اسماعیل مسیح گل

خرید بک لینک

گفتگو با رُزا جمالی

*یک شعر خوب با توجه به معیارهای امروز چه ویژگی باید داشته باشد ؟

از دیرباز بر روی معیارهای شعر خوب بحث بوده است. شعر از لحاظ فرم و محتوا باید برای خواننده تازگی داشته باشد. همان مسئله ی ظرف و مظروف در اینجا مطرح است. تازگی و کشف وشهود در خوانده شدن یک شعر بسیار مهم است. این مسئله ای بود که از دهه ی هفتاد ما در جستجوی توضیح و تبیین آن بوده ایم. که تمهیداتی نظیر آشنائی زدایی، چندصدایی، استنفاده ی شاعرانه ازنحو و سطربندی، دوری از کلیشه های زبانی، پدیدآوردن ترکیبات نو، جسارت در محور هم نشینی و جانشینی و... را مطرح کردیم و به اهمیت نقیضه، ایهام و چند معنایی در شعر بها دادیم. کشف لحظه های شاعرانه ی زبان، ظرفیت های نوین زبانی، درونی کردن لحن های گفتاری و مضامین امروزی به شخصه از دغدغه های همیشگی من بوده است. خلاق بودن یک شاعر در گزیده ای از چیزها خلاصه می شود که قابل تبیین است.

* شاعران زن چه مضامینی را در کار خود دنبال می کنند و دغدغه های شما به عنوان یک زن شاعر چیست ؟

خوشبختانه تعداد شاعران زن به مرور در این چند دهه افزایش یافته...خوب است که از مضامینی که در شعر زنان در این چند دهه مطرح شده است اسم ببریم: تنهایی، جدال عاشقانه، جدال با سنت ها، ساختارشکنی سنت ها، تعریف دوباره ای از زن و زن ایرانی..

همان طور که منتقد بزرگ فیمنیسم الن شوالتر اشاره می کند ادبیات زنانه به سه دوره تقسیم می شود: زن گرایانه، زن محور و زنانه. آثاری که در ایران خلق می شود می تواند در هر کدام ازین دوره ها طبقه بندی شوند. گاهی زنان از حقوق پایمال شده ی خود سخن می گویند و گاهی به قول ژولیا کریستوا متن و لذت زنانه را تجربه می کنند.

*بنظر می رسد شعرهای شما به نظریه چند صدایی باختین نزدیک است، در مورد تکنیک های شعر هایتان کمی بیشتر صحبت کنید...

بله، همینطور است. من به فرم شعر توجه ی ویژه ای دارم و به لایه های مختلف زبانی که در سطوح جامعه مطرح است. شعر"شهرممنوعه" یکی ازین شعرهاست و می توان نظریه ی باختین را به خوبی به روی آن پیاده کرد. این که چیدمان زبانی به وجود بیاورم که بین لحن محاوره ی خیابان های تهران، زبان ثقیل ادبی و آرکائیک ، زبان علمی و ریاضی و عالم مقالی که برای موارد دیگری کاربرد دارند نوسان دارد...

*در باب تأثیرات و الهامات خود از دیگران بگوئید؟

از غزاله علیزاده، از نمایشنامه های یونان باستان، از هنر سورئالیستی، از شعر الیوت و ییتس. از نیما یوشیج و سهراب سپهری، از متون عرفانی شرق دور و نزدیک..

*شما تحقیقاتی در زمینه عرفان داشتید وتجربه عرفانی خودتان نیز در بعضی از شعرهایتان نمود دارد ، در زمینه ی بازآفرینی عرفان در شعر امروز بیشتر صحبت کنید...

عرفان در گستره ی شعر معاصر هنوز قابل باز آفرینی ست...عرفان و کشف لحظه ها. مسئله ای که امروزه در شعر قابل پیگیری ست عرفان در شعر سپهری پدیده ای ست که برای من بسیار جذاب بوده است. کتاب " ماهیچ، ما نگاه" و " اتاق آبی" همیشه از کتاب های مورد علاقه ی من بوده اند. در ادبیات کلاسیک سهروردی شاید شخصیتی بوده است که من بر آن تامل بسیار داشته ام و حس می کنم که فضاهای اشراق گونه را می توان در دنیایی امروزی بازآفرینی کرد.

بی زمانی و بی مکان، برگشتن به لحظه ی بدوی هستی ، تعریف دوباره ی بودن و تجربه های هستی شناسانه از مواردی ست که در پاره ای از شعرهای اشراق گرایانه ی من دیده می شود.

  • دغدغه های شما در عرصه ی نمایشنامه نویسی چیست و چه مضامینی را دنبال می کنید؟

."سایه" نمایشنامه ای ست که به تازگی از من منتشر شده است؛ «سایه» نمایشنامه ای است با دغدغهای زن-محورانه در جامعه امروز.

این دو زن شخصیت های مثالی هستند و در موقعیتی استعاری گرفتار آمده اند. من سعی کرده ام پاره ای از دیالوگ های زنان خانه دار، مادران و زنان در آشپزخانه را بازسازی کنم، این دیالوگ ها که دلالت بر امری پوچ و عبث نما دارند شبیه مشغول کردن خود به آماده سازی سالاد برای ساعات متمادی و یا تکرار این امر که باید پسرم را از مدرسه بردارم و یا وسواسهای بی مورد به همسر خود و توجه او به زنان دیگر، همه ی این ها دغدغههای یک زن ایرانیست که در فضاسازی تئاتر ابزورد معنا پیدا می کند. در تک گوییها این دو زن به حسرت های فروخوردهی خود می پردازند. گاه در آینه سخن می گویند و گاه در نور موضعیای که فقط حول یک شخصیت می گردد. فرار از مخمصه و گرفتارآمدن در یک اتاق، تهدید و ترس، محتوم بودن به آینده ای مقدر شده، عدم آزادی رای و وابستگی به حکم و تصمیم یک مرد از مواردی ست که در این نمایشنامه پررنگ شده است. بالاخره این دو زن بر این موقعیت هستی شناسانه فائق می آیند اما آزادی آن ها به قیمت جانشان تمام می شود و ناچارند که هویت خیالی خود را که در جسمشان تجسد پیدا کرده را از بین ببرند. آن ها که گویا از آغاز نمایش این مرد مقدر شده بر زندگی شان را از بین برده اند و در جنگ و جدال با دنیایی هستند که برایشان از پیش تعریف شده است. دنیایی که آن را نمی پسندند، دنیایی که هویت آن ها را نادیده می گیرد و فقط به چهره، زیبایی و جسم آن ها اهمیت می دهد. در جایی از نمایشنامه می خوانیم که پرویز عاشق من نبود، عاشق صورتی بود که بر چهره ی من نقاشی شده بود... نمایشنامه در فضایی استعاری اتفاق میافتد؛ یک پناهگاه که دو زن که هر دو یک نام دارند و در یک روز به دنیا آمدهاند به آن رجوع کردهاند، این دو زن هر دو یک سرگذشت داشتهاند: یک همسر، یک شناسنامه، یک صورت. در این لحظه نمایشی به یکدیگر برخوردهاند و میخواهند که هویت خود را از نو بسازند...

این جدال آنها را وا میدارد که از مفاهیم کلیشهای که از سوی جامعه به آنها تحمیل شده است ساختار شکنی کنند و به جستوجوی هویت واقعی خویش بروند، گرچه این جدال و جستوجو راه به جایی نخواهد برد و آنها در پایان نمایش به ناتوانی خود واقف میشوند و اینکه به شخصیتهایی تراژیک بدل شدهاند که این سرگذشت را زندگی کنند.

هیچکدام ازین دو زن هویتی مستقل ندارند و هویت آنها وابسته به مردی است که به درستی در نمایشنامه تعریف نشده، سایهای است که ازین دو زن فقط ظاهری را میبیند و ناخودآگاه آنها را مشوش ساخته است.

در این جستوجو این دو زن که پردیس ضیائی نام دارند پی خواهند برد که زنانِ دیگری هم با این نام و چهره و سرگذشت وجود داشتهاند و آنها در این جنگ تنها نبودهاند.

*مهم ترین نقد بر منتقدان ادبی در این روزها چیست؟

گاهی مطالبی در مطبوعات می بینیم که به جای نقد اثر، منتقد به نقد شخصیت نویسنده پرداخته است و اینجور مطالب ارزش علمی ندارند. منتقد باید با تمام مکاتب نقد ادبی آشنائی داشته باشد و به اندازه ی کافی درباره ی تاریخچه ی نقد خوانده باشد و مکتب نقادی خود را انتخاب کند، به عنوان مثال شعرها را از منظر فرمالیستی، ساختارگرائی، ساختارزدائی، پسااستعماری، زن- محور، روانکاوانه و... بررسی کند. منتقد می باید از احساساتی شدن و قضاوت شخصی کاملا بپرهیزد و استدلال خود را با آوردن نمونه ای از شعر بررسی کند و به نتیجه ای قابل قبول برسد... اینکه من این کتاب را دوست داشتم یا نداشتم، خوشم آمد یا نیامد نقد نیست.

*شما دستی بر ترجمه هم دارید یک ترجمه خوب از نگاه شما چه ترجمه ای است؟

در ترجمه ی شعر..، من تعدادی از شعرهای خودم را ترجمه کرده ام و در ترجمه ی آثار خودم دوباره نقش مولف را به خود گرفته ام (گزینه ای از اشعار من که در هند منتشر شده است ) چراکه بسیاری از سطرها برای خواننده انگلیسی زبان غریب می نموده است و من آن ها را دوباره به انگلیسی بازآفرینی کرده ام. در ترجمه شعر، برگردان آزاد بهترین نتیجه را خواهد داد و قسمت هایی از زبان مبداء را نمی توان به زبان مقصد منتقل کرد و یا اگر منتقل کنیم دیگر شعر نیست.. چراکه که معیارهای زبانشناسانه در شعر بسیار مهم است و چرخه ی دلالت ها از یک زبان به زبان دیگرتغییر می کند.دلالت های ضمنی و معنایی در اینجا نقش ویژه ای دارند. در ترجمه هایی هم که به فارسی انجام داده ام سعی خودم را کرده ام که به متن اصلی وفادار باشم اما گاهی ضرب المثل، اصطلاحات ، تعابیر و استعارات متداول تر در فارسی را جایگزین متن اصلی نموده ام.

*در مورد کتاب هایی که به تازگی منتشر کرده اید صحبت کنید؟

"اینجا نیروی جاذبه کمتر است" گزینه ای از شعرهای من است که به تازگی توسط نشر " مهر و دل" منتشر شده است. این گزیده شامل سیزده شعر است. دوازده شعر متفاوت که سرایش آن ها پر از پیشنهاد و امکانات تازه بوده است. شعر آخر کتاب شعر بلند " برای ادامه ی این ماجرای پلیسی قهوه ای دم کرده ام " است که فضاهای نمایشی و داستانی را تجربه می کند و گفتگوهای بینامتنی بسیاری با بوف کور هدایت دارد. این بینامتنیت در حوزه ی قطعه قطعه شدن جسم یک زن نقش گرفته است.

"لبه" گزینه ای از شاعران انگلیسی زبان است در گزینش و ترجمه ی این آثار مضامین و یا دوره ی خاصی مورد توجه من نبوده است؛ بلکه تنها ترجمه پذیری آثار و ملموس بودن آن ها برای خواننده ایرانی در نظر گرفته شده است. طیفی از شاعران که در این کتاب گنجانده شده است از کشورهای آمریکا، انگلستان و ایرلند انتخاب شده اند و از جریان های مختلفِ شعری برگرفته شده اند و بی شک از برجسته ترین ها به شمار می روند.

.

  • چه کارهایی را در دست تالیف دارید؟

گزینه ای از شعر شاعران زن انگلیسی زبان که به زودی توسط نشر ایهام منتشر خواهد شد؛ شاعران این مجموعه عبارت هستند از امیلی برونته ، امیلی دیکنسون، اما لازاروس، سیلویا پلات، هیلدا دولیتل، امی لاول، کارول ان دافی، وندی کوپ، دوروتی پارکر، آدرین ریچ، و....

• چه پیشنهاداتی برای آینده شعر فارسی دارید؟

در هر صورت شعر فارسی در این چند دهه کاملا پویا بوده است و از شعر پیچیده ی دهه هفتاد تا ساده نویسان و تصویرگرایان طیف هایی را به سمت خود کشانده است.

شاید شعر فارسی باید کمی طعم و ذائقه ی ایرانی داشته باشد که قابل ارائه به جهان باشد.

این رسم الخط فارسی نیست...

ما را در سایت این رسم الخط فارسی نیست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 185 تاريخ: جمعه 5 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:06

صفحه بندی