
نقطه. بی نقطه این سطر مضطرب است که چرا تمام نمی شود؟ رُزا جمالیبا دلشوره از چفت شدن بندهای این سطر ناتمام دلتنگمچطور بیاویزم به حروف آخرش؟ مجموعه ای از تناسبات گوشم، ادات ناآشنای این کلمات، بر موربی از خواهشی، کلید کرده ام، سفت؛لنگ می زند بی علامتی در آخر؛ از دلشوره ی چفت شدن؛دلشوره ی چفت شدن؛ دلشوره؛ به دلنگرانی مریضم قسم بخور، من مادر کلماتم را از دست داده ام و شعری یتیمم! بی نقطه به دلسوزی تو احتیاج دارمبا نقطه تمام می شوم ...
ادامه مطلب
xa0زنانی که همه یکدیگرندنگاهی به نمایشنامه ی "سایه" رُزا جمالیxa0xa0شیما منفرد مجدxa0در دنیایی سردرگم پندارها و باورها به هم ریخته اند. تا به حال یازده زن که چهرهای شبیه قاتل داشته اند دستگیر شده اند ؛ پلیس ...
ادامه مطلب
لابراتوار, يك ذهن / داوود, افتخار,(مترجم و مدرس ادبیات انگلیسی)xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 نگاهی, به شعر اتاق تاریک,xa0اتاقِ تاريكxa0تك نوري ست كه بر مخفي ترين سمت مي تابددر عصب ها گسيل مي شودكافي ستبه اندازه اي ست كه بر ...
ادامه مطلب
هستی ویرانگر زمان / رضا عامرینگاهی, به کتاب " این ساعت شنی که به خواب رفته است" نوشته ی رُزا جمالی,روزنامه شرق 1390xa0xa0 xa0نگاه كن كه زمان چه وزني داردو چگونه ماهيان تنم را ميخورندچرا مرا هميشه در ته دريا ...
ادامه مطلب