
مقدمهی مترجم پژوهش و ترجمه از رُزا جمالی(در صورتِ نقلقول نام مترجم و پژوهشگر ذکر شود.)توماس استرنز الیوت در سال ۱۸۸۸ در سنت لوئیس آمریکا به دنیا آمد، به هاروارد رفت و تحصیلات خود را در رشتهی فلسفه تا مقطع دکترا ادامه داد. در هاروارد با گروه ادبی آروین ببیت آشنا شد که ادبیات عصر رمانتیک را نمی پسندیدند و به ادبیات عصر الیزابت و روزگارِ جیمز علاقمند بودند. در این دوران الیوت به عرفان هندی بسیار علاقمند می شود. پیش ازین با ترجمههای فیترجرالد از شعر خیام هم آشنا بود. ...
ادامه مطلب
از آنتولوژی شعرِ بومیان آمریکاترجمه: رُزا جمالیشعری برای به دنیا آوردن کودکی به این جهانشاعر: سمینولهبگذار که کودکبه دنیا بیایدبه گردش میچرخیتو خورشیدِ روزتو با خطوطی بر پوستتبر گردِ آن میچرخیبر گردِ آن میچرخیتو روشناییِ روزپوست میاندازی تو به رنگی خاکستریبر گردش میچرخیبر گردش میچرخیتو خورشیدِ شبکه سالخورده شدیبر گردش میچرخیبر گردش می چرخیبا تنِ ناتوانت.شعری برایِ مردن شاعر: سمیلونهبرگردپیش از آنکه به درختِ شاه برسیبرگرد پیش از آنکه به درختِ هلو برسیبرگرد پیش از آنکه به ...
ادامه مطلب
درهی چشمانِ بسته شعری از نینا کوسمان فارسیِ رُزا جمالی ۱در دومین دههی هزارهی سوممن، سه بار از درخت ِ جسمانی افتادمسه بار از شاخههای خالی اش افتادم کپهی شکننده ی آبسرخ ا...
ادامه مطلب
۱کنار دریاچهxa0بر پهنای سطحِ صاف و ماهوی برفدو نفر می روندو آیا به یاد می آوریکه چه هنگام آخرین بار بر کنارهی دریا قدم زدیم؟نه!که این آذرماه سردمرده ستآهکه برگ ها،غنیمتِ گوشهابر درخت ها آویزانندوقتی ک...
ادامه مطلب
xa0xa0قسمت اولفراریxa0xa01xa0خورشید به سنگینی سر برتپه ها گذاشته، بر روستا و بر گنجه. شبیه نفس سوزان xa0زن پر شور الهگانی ست که ما موجودات فانی آن را نورمی نامیم. تقریبا ظهر شده و من با xa0پدر بزرگم ایشای نشسته ام ...
ادامه مطلب
در میان کودکانِ مدرسهxa0شعری از ویلیام باتلر ییتسفارسیِ رزا جمالی۱در کلاس های دراز مدرسه با پرسشی راه می رومراهبه ای مهربان و پیر در روسریِ سفیدش پاسخ می گویدکودکان حساب و آواز می آموزندتا کتاب و تاریخ ...
ادامه مطلب
شبِ تمامِ ارواحشعری از ویلیام باتلر ییتسفارسیِ رُزا جمالینیمه شب فرا رسیده ست و ناقوسِ بزرگِ کلیسای عیسا مسیحو ناقوس هایی کوچکتر در اتاق طنین می افکنندو آن شبِ تمامِ ارواح استو آن دو گیلاس لبریز از شر...
ادامه مطلب
تاملاتی در زمانِ جنگِ داخلیشعری از ویلیام باتلر ییتسفارسیِ رُزا جمالی۱خانه ی اجدادیxa0مردی ثروتمند در میانهی چمن گُل خواهد داددر خش خش تپه های مشجرجاه طلبی ای نیستزندگی بی درد لبریز استباران به زندگی م...
ادامه مطلب
xa0برمیخیزمو میرومو آلاچیقی دنج می سازم از گُل و ساقهی درختبا نُه ردیف لوبیا آنجاو کندویی برای زنبورهاو تنها در کنار غوغای زنبورها خواهم زیستو آنجا به آرامش می رسم که آرامش چه کنُد از نقاب صبح قطره ق...
ادامه مطلب
قوهای وحشی در کولدرختان در زیبائی پائیزراههایی صعب در کوهستاندر شفق و فلقxa0ماه مهر و آب ها انعکاسِ آرامِ آسماندسته دسته قوهاآب ها مواجلابلای سنگ هاxa0نوزده پائیز بر من رفتهحساب ام را با شما پاک می کنمپیش...
ادامه مطلب
یک ایرلندی مرگ اش را پیشگویی می کندمی دانم که تقدیررا خواهم دیدآن جا، جایی ست میان ابرها ازین جنگ بیزار نیستمنگهبانی کرده ام و عشق نمی ورزمکشورم کلتارتان کروس استمردمان بیچاره ی سرزمین من اندو این انت...
ادامه مطلب