دوشعر از سیلویا پلات؛ ترجمه به فارسی رُزا جمالی
-
تاریخ: 1398/1/30 ساعت: 10:42
لبهاین زن کامل شده است.بر تن بی جانشلبخند رضایتی نقش بسته ردایش وهمی از تقدیری یونانی پاهایش انگار می گویندما تا بدین جا آمده ایم، حالا دیگر تمام شده استهر کودک مرده ای به خود می غلتداهریمنی ست سفید ر
شعری از جوزف برادسکی؛ ترجمه به فارسی از رُزا جمالی
-
تاریخ: 1398/1/30 ساعت: 10:42
شرح برخی از مشاهداتشعری - از جوزف - برادسکیترجمه - به فارسی - از رُزا - جمالی - شرح برخی از مشاهدات در گوشه ای گرم و دنجنیم نگاهی که خطی از خود را بر هر چیز که بر آن خانه کرده برجا گذاشتهآب شکل عمومی شیشه استآدم
شعری از آدرین ریچ / ترجمه به فارسی از رُزا جمالی
-
تاریخ: 1398/1/30 ساعت: 10:42
زنان آدرین - ریچ ترجمه - به فارسی - از رُزا - جمالی - سه خواهرِ من نشسته اندبر گدازه ها و سنگ هابرای بار اول در روشنایی، به وضوح می بینم چه کسانی هستند.خواهرِ اولِ من انگار دارد لباسش را برای به جلو رفتن
دو افسانه / شعری از تد هیوز/ ترجمه به فارسی از رُزا جمالی
-
تاریخ: 1398/1/30 ساعت: 10:42
یکسیاهی بی چشم بودسیاهی در زبان جاری ستسیاهی خود قلب بودجگر آدمی سیاه بود و شش ها سیاه اندکه در نور چیزی را به درون نمی کشدسیاهی اندرونی کوره استسیاهی همان ماهیچه استقحطی زده که بیرون بکشد از روشنایی
آمریکا / آلن گینزیرگ / ترجمه به فارسی: رُزا جمالی
-
تاریخ: 1398/1/30 ساعت: 10:42
آمریکا - ، هر آنچه داشتم را به تو بخشیده امو دیگر هیچ از من نمانده استآمریکا - یعنی دو دلار و بیست و هفت سنتهفده ژانویه ی هزار و نهصد و پنجاه و شش استو من نمی توانم بی قراری ذهن را تاب بیاورمو تو کی این
نویسنده ی کتاب های کلیشه ای کودکان /شعری از راجر مگاف / ترجمه به فارسی از رُزا جمالی
-
تاریخ: 1398/1/30 ساعت: 10:42
دارا داره چی کار می کنه؟- تو باغ دزد وُ پلیس بازی می کنه.سارا داره چی کار می کنه؟- خاله بازی می کنه.مامان چی؟ - مطابق معمول داره می شوره و می سابه...بابا؟-مثل همیشه داره کتاب - می خونه تو کتاب - خونه اش!
درخت کاج؛ هانس کریستین آندرسن / ترجمه ی رُزا جمالی
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 7:04
درخت کاج هانس کریستین آندرسن ترجمه به فارسی: رُزا جمالی روزی روزگاری درخت کاج کوچکی در جنگلی بزرگ می شد و قد می کشید . در اطراف او درختان زیبایی بودند، اما درخت کوچک خوشبخت و خوشحال نبود و دلش می خ
xa0دوروتي پاركر به ترجمه ي رُزا جمالی
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 7:04
دوروتي پارکر( 1967-1893 ) در داستان هاي كوتاهش تكيه بر تك گويي هاي نمايشي دارد. اين داستان ها همه از ضربآهنگي خاص پيروي مي كنند . طنز گزنده و نگاه مشكوك او به روابط انساني ، انگيزه دراماتيك داستان ه
تحلیل گفتمان شعری رزا جمالی/ مینا پروازی راد
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 7:04
این متن بخشی از یک پایان نامه است"برای ادامه ی این ماجرای پلیسی قهوه ای دم کرده ام" در تحلیل گفتمان انتقادیتحلیل گفتمان انتقادی «برای ادامه ی این ماجرای پلیسی قهوه ای دم کرده ام» در سطح توصیفبررسی و
شعری از سیلویا پلات؛ ترجمه به فارسی رُزا جمالی
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 7:04
لبه این زن کامل شده است.بر تن بی جانشلبخند رضایتی نقش بسته ردایش وهمی از تقدیری یونانی پاهایش انگار می گویندما تا بدین جا آمده ایم، حالا دیگر تمام شده استهر کودک مرده ای به خود می غلتداهریمنی ست سفید
رسیدن به لحظه های تمرکز شاعرانه
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:32
سوال: شما سفرهای ادبی- فرهنگی بسیاری به خارج از ایران داشته اید ؛ برایتان امکان دارد که کمی در مورد سخنراتی تان در کتابخانه ی ملی بریتانیا و سخنرانی تان در مورد اکوکریتیسیزم و شعر در هندوستان صحبت کنید؟ و همچمین مخاطب را کمی با بحثی که در استکهلم در باره ی خوانش پسااستعماری ادبیات زنان در غرب داشته ...
زندگيِ گياهي ام / رُزا جمالی
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 21:24
تمام روز سردرد كلافه ام كرده بودشايد خوني از من رفته بودكه طاقتم به كوه بسته بود و از نخِ باريكي گذر نمي كرد. خوني كه سال هاست جويده امو رگ هايي كه از جسم ام گريخته انداين ياخته ها كه از من فرار كرده اند. همان جرعه اي كه زير پوست جذب نمي شود،و كافئين كه داشت با ضربانش يكريز بر كتفم سفت مي شدبه شيري ...
طبیعت بیجان / رُزا جمالی
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 21:24
براي سطح ميز يك لامپ كافي ست (نور پس زمينه آنقدر زياد است كه بر نرمه ي انگشت هايم به موازاتش كش مي آيدپايين مي كشد صاف و لختيكدست تا عرض و قسمتي از طولش را سايه مي زندبراي سطح ميز يك لامپ كافي ست...اين باد بود كه در را بست اين جا را به سرعت برق پيدا كرده بود آن خروس كه فردا را خوانده بود.... زاويه ي...
به خطِ سُریانی نوشتم/ رُزا جمالی
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 21:23
اسلیمی وار میان برف یا آب؛ شیئی شبیه ققنوس نشسته ست ژرف در یک ثانیه ی گیج که کالبد من ست و لابلای زمین ریشه دوانده و یا که شناور ست! که بایگانی اش کرده بودم با تَگَرگ در عصری منجمد وُ یخی محدوده ای بی رنگ بودم در مرکز زمین گیج وُ تاریک در منشوری که ملتهب ست به نقش ام از رگ های من فوران کرده بود ؛ مُ...
نشانی این حروف را نمی یابید / رُزا جمالی
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 21:23
مقدمه ، تحشیه و موخره ای بر کتاب" این ساعت شنی که به خواب رفته است "دراین باب که چگونه پاره ای از شعر هایم را نوشتم: این شعرها تجربه ی سال ها مطالعه ی خلاق من در شعرانگلیسی متاخر و کارکرد و بازنمایی اسطوره در شعر پسامدرن بوده است . حضور و بازنمایی عرفان سلتیک در شعر ییتس ، حضور اساطیر و تصاویر کتاب ...
تك سلوليِ ساعت / رُزا جمالی
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 21:23
چيزي به اشتباه مي ميرد و آفتاب كه نم برداشته است ، خيس و مات استاگر به اين خطوط ادامه دهم؛ آن شيء منجمد كه اسيرِ دست توست به اشتباه مي لغزدو گرنه چندي ست كه روز به پايان رسيده است پوك به خانه كه مي رسم چندي به مكعب ها خيره ام جريان ِ ساكنِ آب بود و آفتاب كه نم بر نمي داشتبر سپيدي اين همه كاغذبر رخت ...
از کتابفروشی ها بخواهید
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 21:23
" بزرگراه مسدود است "رزا جمالی گزیده اشعار رزا جمالی با نام «بزرگراه مسدود است» بهچاپ سوم رسید. این کتاب که گزیده ای از پنج کتاب «این مرده سیب نیست یا خیار است یا گلابی»، «دهن کجی به تو» ، «برای ادامه این ماجرای پلیسی قهوه ای دم کرده ام» ، «این ساعت شنی که به خواب رفته است» و «شهرممنوعه» است به شمار...